محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

702

خلاصة الحكمة ( فارسى )

لا محاله قروح آلات بول است نه عفونت ماده ؛ زيرا كه چون ماده نضج يابد ، رايحهء آن قريب به اعتدال مىگردد . و قروح آلات بول همه مغير رايحهء بول‌اند ؛ خصوص قرحهء مثانه ؛ به سبب اطالت لبث بول در آن . و همچنين در مرض غير مادّى كه بول شديد النّتن گردد ، البتّه بى قروح آلات بول نخواهد بود . و در مرض مادّى كه مادّهء آن نضج نيافته ، مىتواند بود كه نتن بول از عفونت خلط باشد و يا از قروح مذكوره . و فرق در ميان آن كه علّت نتن [ از ] عفونت است و يا قرحه ، آن است كه اگر در آلات بول وجع به هم رسد و قشور با بول اخراج يابد و عفونت هميشه بر يك وتيره باشد ، دليل قروحى است و اگر گاهى عفونت كم گردد و گاهى زياد و خالى از وجع قيح و قشور باشد ، علامت عفونى است . قسم پنجم : [ بول ] منتن الرّايحهء در حال صحّت است بدان كه بدبويى رايحهء بول در حال صحّت ، دلالت بر عفونت اخلاط مىنمايد . پس اگر به طول انجامد ، دليل كثرت تولد مادّهء عفنه و منذر به حميات عفنه است . و اگر به زودى زائل گرديد و سه چهار بار زياده نماند و به اعتدال مبدّل گرديد ، دليل آن است كه مادّه عفنه كه در او مجتمع گرديده بود مندفع گشته . قسم ششم : [ بول ] عديم الرّايحهء است بدان كه بول عديم الرّايحة از ابتداء حال مرض دلالت بر برد مفرط و فجاجت ماده و انطفاء حرارت مبخره مىنمايد . قسم هفتم : [ بول ] عديم الّرايحهء بعد از منتن الرايحهء است بدان كه بول عديم الرايحة بعد از بول منتن الّرايحة به يك دفعه كه بعد از آن علامات راحت و صحت ظاهر گردد دليل زوال سبب عفونت است به يك دفعه و حصول برودت در